اگر در قصاص “حیات و زندگانی” هست، چرا اجرای علنی حکم اعدام را ممنوع کرده و مردم را از آن حیات و زندگانی ” محروم ” میکنید؟!
۹ بهمن ماه ۱۳۸۶ آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه نظام اسلامی ایران طی بخشنامه ای دستور داد: "اجرای احکام اعدام به صورت علنی فقط با موافقت رئيس قوه قضائيه و بنا به ضرورت های اجتماعی امکان پذير است.". متن این بخشنامه در اختیار عموم قرار نگرفت وسخنگوی قوه قضائیه که از صدور آن خبر میداد اضافه کرد: "انتشار عكس و تصاوير مربوط به اعدام در رسانهها طبق مفاد اين بخشنامه ممنوع است و دادستانهاي عمومي و انقلاب هر حوزه قضايي مأمور نظارت بر حسن اجراي اين بخشنامه ميباشند".
در مورد چرائی صدور این دستورجمشیدی سخنگوی قوه قضائیه توضیح کوتاهی داد ( که معلوم نبود آیا نظر شخصی اوست یا توضیح از متن بخشنامه است) و گفت: "اجراي قاطعانه قانون مستلزم تدبير صحيح قضايي نيز هست و اين بخشنامه مهم رياست قوه قضائيه بيانگر توجه ويژه ايشان به جنبههاي جامعه شناختي، روانشناختي و جرم شناختي اجراي احكام است". او همچنین اضافه کرد: "مجازات اعدام كه براساس قوانين كشور مربوط به جرايم بسيار محدودي ميباشد، نبايد به نحوي اجرا و اطلاع رساني گردد كه جامعه بويژه جوانان و نوجوانان را دچار تنش رواني سازد".
این دستور رئیس قوه قضائیه حکومت اسلامی ایران سئوالات زیر را مطرح میکند:
· بر اساس دستور قرآنی ("ولکم فی القصاص حیاة یا أولی الالباب"، ای خردمندان شما را در قصاص زندگانی است، باشد که پرهیزکار شوید ـ بقره ۱۷۹)، در قصاص، که مهمترین مصداق آن همین اعدام است باید زندگانی و حیات یافت شود. این سئوال مطرح میشود مجازاتی که " جوانان و نوجوانان را دچار تنش روانی " میکند در آن چه حیاتی یافت میشود؟
· می گویند با توجه به "جنبههاي جامعه شناختي، روانشناختي و جرم شناختي" اجرای علنی مجازات اعدام را متوقف کرده اند. باید پرسید زمانی که جامعه شناسی و روانشناسی و جرمشناسی، حتی به قرائتی که شما از آن میکنید، دیدن اعدام ( و حتی تصاویر آن ) را توسط مردم تائید نمی کند، پس کدام "زندگانی و حیاتی" در اعدام متصور است. باید یاد آوری کرد که منظور قرآن از حیات و زندگی بخشیدن در آیه ۱۷۹ سوره بقره ، حیات و زندگی بخشیدن به اعدام شونده نمی تواند باشد ( چرا که طبیعتأ برای اعدام شده ومرده "حیاتی" نیست) و بلکه مقصود "حیات" بخشیدن به مردمی است که با بخشنامه رئیس قوه قضائیه از آن " محروم " میشوند!
· و این سئوال هم مطرح میشود که مگر با بخشنامه هم میتوان علنی بودن یا مخفی بودن اعدام را مشخص کرد؟ مگر کشور " قانون" و " قوه مقننه" ندارد؟
مقصود از نگارش این سطور ستیز با مذهب نیست، بلکه، بیان این واقعیت است که قوانین اسلام اگرهم با زندگی اعراب بیابانگرد ۱۴۰۰ سال پیش منطبق بود، و احیانأ "قصاص" برای آنان " حیات" می آورد، برای انسان هزاره سوم میلادی نه پذیرفتنی است و نه حیات آوردنی. دین باید امری خصوصی و کاملأ فردی باشد و دخالت دادن آن در امور عمومی جامعه نتیجه فاجعه باری، جز آن چه میبینیم، ندارد.

سایت بسیار اصولگرای " پایگاه خبری ـ تحلیلی اهل بیت" در خبری که در تاریخ ۱۸ مهرماه ۱۳۸۶ به نقل از جام جم آنلاین منتشر کرده مینویسد:
"